یادداشت قبلی | صفحه اول | یادداشت بعدی

نود سینمایی یا میزگردهایی تکراری

پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۹
الهام طهماسبی

نگاهی به برنامة هفت

همشهری- از مدت ها پیش موضوع ساخت برنامه ای سینمایی شبیه برنامة 90 ورزشی در سیما، مطرح شده بود. برنامه ای که بتواند مثل 90 پر سر و صدا و جنجال آفرین باشد و مشکلات سینمای ایران را بدون لاپوشانی طرح کرده و پی گیر پاسخ مسوولان گردد. چیزی که اگر درست اجرا می شد، برای اولین بار در تلویزیون اتفاق می افتاد و می توانست طرفداران پر و پا قرص سینمایی زیادی پیدا کند. طرفدارانی کم و بیش شبیه علاقمندان به 90 ورزشی. اما برنامة 90 بخش زیادی از محبوبیت خود را ورای طرح مضمون و ساختار برنامه مدیون هوشمندی مجری آن است، عادل فردوسی پور که به عنوان جوان کم سن و سال و علاقمند به فوتبال و حواشی زندگی فوتبالیست ها، پر شور و مستعد کار خود را در برنامه های ورزشی شروع کرد. فردوسی پورعلاوه بر این که سیاست های اجرا در تلویزیون را حفظ می کند، با خط شکنی های گاه و بی گاه و شکستن مرزها در برنامه های زنده (که پیش از شروع همة سازندگان برنامه دلهرة آنتن و بازخواست های پس از برنامه را دارند) توانست جایگاه خاصی در بین تماشاگران این رسانة جمعی پیدا کند. او به عنوان یک مجری تا به حال توانسته تعادلی بین این تابوشکنی های تلویزیونی و رعایت مرزهای آن برقرار کند و در عین حال جایگاه خودش را در برنامة 90 مستحکم کند. اما، با شروع برنامة هفت، برنامه ای که قرار بود با کلی تبلیغ نود سینمایی باشد، از همان قسمت های اول کلیت برنامه چیزی بیشتر از بخش سینمایی برنامة دو قدم مانده به صبح که از شبکة چهار پحش می¬شد، نداشت. فقط قسمت های وقت پرکن و نه جذابی به برنامه اضافه شده که زمان برنامه را طولانی می کرد و حوصلة مخاطب را سر می برد.
برخلاف روال سیما در مورد برنامه¬هایی از این دست، زمان بسیار زیادی به برنامة هفت اختصاص یافته و مجری، دستیار مجری، منتقد و مهمان ها کاملاً با حوصله حر ف می زنند تا جایی که وقت، اضافه هم می آید، درست بر عکس برنامه های چالشی به این سبک که از کمبود وقت همیشه بحث ها نیمه کاره می ماند. از همه بدتر اینکه قسمت های مختلف برنامه آن قدر جذاب نیست که این طولانی بودن به چشم نیاید. مجری برنامه فریدون جیرانی، که ظاهراً با توجه به همان اجرای کوتاه مدت بخش سینمایی دو قدم مانده به صبح انتخاب شده و دقیقاً به همان سبک برنامه را اجرا می کند، در برابر مهمان ها مواضعی کاملاً شخصی و از قبل معلوم دارد و این مواضع اغلب در اتحاد کامل با عده ای منتقد و فیلم ساز و در تضاد کامل با عده ای دیگر است. موضع گیری های مجری نه بر مبنای اصول صحیح ادارة برنامه و بر مبنای نگرش بخش عمده ای از تماشاگران، بل که کاملاً سلیقه ای است. در اصول برنامه سازی مجری باید یا به عنوان کنترل کنندة بحث و یا به عنوان کارشناسی حضور داشته باشد که تا حدی بی طرفانه و تخصصی به طرح مشکلات بپردازد، اما این جا جیرانی در نقش قاضی مطلق بر مبنای عقاید خودش بحث ها را شروع کرده و تلاش می کند صرفاً با مخالفت با طرف دیگر صحبت، بحث را به چالش بکشد. به جز بخش سوال و جواب با مسوولان که که اغلب بسیار کلیشه ای و به فرم سایر مصاحبه های معمول سیما، بدون نکتة خاصی برگزار می شود، در بقیة قسمت ها بسته به سلیقة جناب مجری لحن ایشان آشکارا متفاوت است. در جایی که کسی مطابق میل ایشان باشد لحن صحبت، بسیار دوستانه و پر از اغماض و تحسین است برعکس اگر نکته ای یا کسی برخلاف سلیقة او بود، به طرزی عصبی، عجولانه و گاهی حتی توهین آمیز مدام حرف های طرف مقابل را قطع کرده و با دلایل بسیار او را محکوم می کند. برخوردی که جدا از منظر تخصصی سینما، در اجرا و ساختار یک برنامة ترکیبی بسیار غیرحرفه ای است. بر خلاف قوانین درست در رسانه ای تصویری، احترام به تماشاگر و مهمان در این برنامه ها بارها زیر سوال می رود و این از اساس با ساختار برنامه سازی و طراحی برنامه ای تخصصی منافات دارد. هر چند مجری در چنین برنام هایی باید رندی، سرعت انتقال ذهنی، معلومات وذکاوت خاصی در اجرا و کنترل بحث داشته باشد، اما این ها به معنای این نیست که به شکلی کاملاً سلیقه ای و از زاویة بالا مهمان ها را مخاطب قرار داده و عقاید خودش را به زور به آن ها و تماشاگر تحمیل کند. از طرفی شاید انتخاب منتقدی که به طور دائمی در برنامه حضور داشته باشد مثل مسعود فراستی با سایر ویژگی های برنامه و در مدیومی مانند تلویزیون مناسب است اما با توجه به دلایل ساخت برنامه و پیشینة تبلیغی آن می شد علاوه بر ایشان در زمان طولانی و نه در حد مهمان، از طیف متنوعی از منتقدین استفاده شود که به جای آقای جیرانی که در خیلی از موارد نقش متکلم وحده را دارد، در بحث ها دخیل باشند و با تنوع نظرات به نوعی بحث چالش برانگیز سینمایی برسند نه صرفاً مطابق آن چه در حال حاضر در برنامه می گذرد مجری و منتقد با محکوم کردن یک جانبه و کلنجار با بعضی مهمان ها، تلاش کنند جلوی دوربین به جای نقد سینمایی، حرف های خودشان را به کرسی بنشانند. فارغ از این ها برنامه هیچ نکتة جدید و جذابی در ساختار و حتی دکور برنامه و طرح بحث ها ندارد و کاملاً شبیه سایر برنامه هایی از این دست و برای پر کردن آنتن است، میزگردهایی که نه تنها در سینمای ایران کاربردی و انتقادی نیست بل که صرفاً حریف بحث طلبیدن و نوعی وقت گذرانی است. طرح برنامة نود سینمایی فرصتی بود که اگر هوشمندانه و با انتخاب های بهتر و کارشناسی شده ای انجام می شد می توانست حداقل در بین دست اندرکاران سینما جذابیتی برای پی گیری برنامه را داشته باشد حالا گیرم نه در حد نود ورزشی. اما متاسفانه با این روال این برنامه هم شبیه باقی برنامه های از این دست در سیما از کار در آمده که تحت عنوان های مختلف در میزگردها و نقدهای سینمایی به شکلی مکرر از سیما پخش می شوند.

لینک مطلب | ۲۰:۵۹

نظرها

این برنامه هم مثل اکثر فیلم‌های سینمای ایران بی‌خاصیت و بی‌روح است. بعید می‌دانم این برنامه بتواند در آینده هم به گرد پای نود برسد، چون سینمای ایران بر خلاف فوتبال ایران عادل فردوسی‌پور ندارد. برخی اما عقیده دارند که اگر یک منتقد مرد جسور، با سواد و بی‌طرف مجری این برنامه شود، هفت جذاب‌تر خواهد شد. ولی نکته‌ی مهم این است که منتقد باسواد کم نداریم، اما قریب به اتفاق آنها فاقد یکی از خصوصیات جسارت یا بی‌طرفی هستند.

الهام: ممنون از شما موافقم با نظرتون

سلام خانم طهماسبی عزیز
در مورد برنامه هفت اولا باید بگم که باهاتون کاملا موافقم.مشکل اساسی این برنامه از نظر بنده مجری گری فریدون جیرانیه.ایشون الفبای حضور مقابل دوربین در کسوت مجری رو اصلا نمی دونه!برای همین همونطور که خودتون خیلی خوب اشاره کردید زمان برنامه نه تنها کم نمیاد بلکه زیادش هم هست.از اون بدتر اینکه ایشون بنا بر صفت شریف نان به نرخ روزخوری،کاملا محافظه کارانه و با دیدگاهی متفاوت با نگاه اکثریت با اشخاص و موضوعات برخورد می کنه که این فاجعه محضه برای برنامه ای که قراره سینمای مریض ایران رو به چالش بکشه
سرتون رو درد آوردم،ببخشید!

الهام: مرسی از نظر صریحتون

بسیار نقد درست و محکمی بود.من هم با نظر شما موافقم.
بهتره که جیرانی هر چه زودتر کارگردانی و اجرای این برنامه رو هر چه سریعتر به دست شخصی بسپره که تولید برنامه چالشی رو بلد باشه.من اطمینان دارم حتی اگه عادل فردوسی پور که دانش سینماییش هم اصلا کم نیست حتی فکر کنم سینما رو از جیرانی بیشتر بلده این برنامه رو اجرا کنه ظرف یکی دو سال سینمای ما هم رونق میگیره

سلام خانم طهماسبی عزیز.
برنامه هفت هنوز در جایگاه اصلی ش قرار نگرفته!!! الان بعد از گذشت چند قسمت از این برنامه هنوز اتفاق خاصی نیافتاده. نقش مجری در بالا بردن این برنامه تخصصی خیلی مهمه و به نظر میاد که جیرانی برای انجام این مهم زیاد مناسب نیست! جیرانی خودش باید نقد بشه و به عنوان یک مهمان در برنامه باشه...
راستی گزارش تون درباره جشنواره کن عالی بود. باید خیلی تجربه خوبی باشه! مرسی.

سلام. نقد خوبی است به برنامه ای بی خاصیت که متاسفانه یا خوشبختانه یکی دو قسمتش را بیشتر ندیدم! قسمت اول یا دومش را هم جایی بودم (شهرستانی برای تفریح) که چیزی جز کانالهای سیمای ایران را نمیگرفت و اتفاقی به این برنامه برخوردم که آخر آن علی معلم بحث و جدل داشت با یکی از متولیان فعلی سینما که همان بی تجربگی جیرانی بدجور به ذوق میزد. بعدها هم هر چی سعی کردم یادم باشد که جمعه ها این برنامه را ببینم ولی جذابیت کانالهای دیگر آنچنان زیاد است که بحث و جدل بی بو و خاصیت در باره سینمای بی بو و خاصیت تر ایران؛ اصلا یادی برایم نگذاشت! راستی مطلب شما را در باره جشنواره کن در مجله فیلم خواندم و استفاده کردم.تشکر. موفق باشید :-)

الهام جان ممنون که بهم سر زدیدین.گزارش کن رو تو فیلم خوندم.راستش انتظار سفرنامه مفصل تری رو داشتم.می خوانمتات همچنان

سلام
اون مطلب دوایی رو نتونستم بخونم خیلی کوچیک بود
دوایی کی بود ؟

تو بی دلیل زیبایی
چون لبخندی درجنگ
چقدر این اسم الهام طهماسبی
یعنی این دوتا اسم کنارهم برام آشناس ...!
هارمونی عجیبی دارن ...!

آخرین نوشته سعید عقیقی در شماره 2 دو ماهنامه نافه را بسیار دوست داشتم به شکل دقیق و موشکافانه ای از نوع نقد نویسی دوایی و پیروان او انتقاد شده است این نوع نوشته ها هوای تازه ای هستند در آشفته بازار نقد نویسی سینمای ایران( البته من شخصا نوع نقد نویسی شما را می پسندم مثل عقیقی ، دانش ، بیگ آقا
...)

الهام: ممنونم دوست عزیز از لطف شما و اگر اون نوشته لینک اینترنتی داره لطف می کنید برام بفرستید

نوشته اي كه دوايي بعد از سالها براي «تينار» نوشته بود رو تو فيلم خونده بودم كه وقتي تينار به دستم رسيد با اشتياق و اشك ديدمش. داستان هاي دوايي رو هم مي خونم؛ بارها و بارها... باغ، بلوار دلهاي شكسته و حالا هم بازگشت يكه سوار و...

صداتونو تو راديو گفتگو شنيدم كه يادتون افتادم و گفتم يه سلامي بكنم. صداتون زيباست.

الهام: مرسی دوست عزیزم .ممنون ار لطفت. در مورد دوایی من کتاب سبزپری دوایی روبیشتر از همة نوشته هاش و نوشته های سینماییش دوست دارم

سلام و احترام

به نقل از وبلاگ محسن آزرم(از اعضای شورای دبیران دو ماهنامه نافه) این دو ماهنامه فاقد سایت یا وبلاگ رسمی می باشد لذا بهترین راه تهیه آن از طریق باجه های روزنامه فروشی است و در صورت عدم دسترسی از این طریق احتمالا بتوانم تهیه و برای شما ارسال کنم.

سلام ودست مریزاد
خواندیم واستفاده کردیم
موفق باشید

درود. چرا برای مطلبی پرویز دوایی قسمت کامنتها نیست؟ خب خواندم مطلب ایشان را و واقعا همانطور که گفتید انگار به روز نوشته شده است. امیدوارم که هیچ امیدواری اینگونه ناامید نشود! وگرنه سینمای ایران چه کار کند بدون نویسندگان خوبی مثل دوایی و شما و دوستان خوب دیگر...البته سینمای ایران مثل عروس هزار داماد است (همانطور که شاید دوایی به نوعی دیگر اشاره کرده در مطلبش) و معمولا هیچ وفا بقایی ندارد مگر آنکه سکویی شود برای پرواز به جاهایی دیگر...بگذریم.بعد از سالها ما رادیوهای خانه را تنظیم کردم و با هزار مصیبت رادیو گفتگو را گرفتیم و ده شب نشستیم پاش تا صدای شما را بشنویم، نگو یک روز دیر خبر شدم و بور شدم! تشکر از شما. هر جا هستیم باشیم آسمان مال ماست:-)

الهام: بله کاملا با حرفتون دربارة مطلب دوایی موافقم. و واقعا ممنون از لطفتون این بار حتما قبل از برنامه خبر میدم. البته همین برنامه هفته های بعد دربارة فیلمهای دیگه جمعه ها ادامه داشت. در ضمن منتظر آپ کردن صفحتون و خوندن مطالب خوبتون هستم.

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)




Free counter and web stats