ماهنامه صنعت سینما، صفحه مستند، فیلم فرشتهای روی شانه راست من
این چرخة لعنتی به نقل از صفحة سیزده
یادداشت قبلی | صفحه اول | یادداشت بعدی
نگاهی به برنامة هفت
همشهری- از مدت ها پیش موضوع ساخت برنامه ای سینمایی شبیه برنامة 90 ورزشی در سیما، مطرح شده بود. برنامه ای که بتواند مثل 90 پر سر و صدا و جنجال آفرین باشد و مشکلات سینمای ایران را بدون لاپوشانی طرح کرده و پی گیر پاسخ مسوولان گردد. چیزی که اگر درست اجرا می شد، برای اولین بار در تلویزیون اتفاق می افتاد و می توانست طرفداران پر و پا قرص سینمایی زیادی پیدا کند. طرفدارانی کم و بیش شبیه علاقمندان به 90 ورزشی. اما برنامة 90 بخش زیادی از محبوبیت خود را ورای طرح مضمون و ساختار برنامه مدیون هوشمندی مجری آن است، عادل فردوسی پور که به عنوان جوان کم سن و سال و علاقمند به فوتبال و حواشی زندگی فوتبالیست ها، پر شور و مستعد کار خود را در برنامه های ورزشی شروع کرد. فردوسی پورعلاوه بر این که سیاست های اجرا در تلویزیون را حفظ می کند، با خط شکنی های گاه و بی گاه و شکستن مرزها در برنامه های زنده (که پیش از شروع همة سازندگان برنامه دلهرة آنتن و بازخواست های پس از برنامه را دارند) توانست جایگاه خاصی در بین تماشاگران این رسانة جمعی پیدا کند. او به عنوان یک مجری تا به حال توانسته تعادلی بین این تابوشکنی های تلویزیونی و رعایت مرزهای آن برقرار کند و در عین حال جایگاه خودش را در برنامة 90 مستحکم کند. اما، با شروع برنامة هفت، برنامه ای که قرار بود با کلی تبلیغ نود سینمایی باشد، از همان قسمت های اول کلیت برنامه چیزی بیشتر از بخش سینمایی برنامة دو قدم مانده به صبح که از شبکة چهار پحش می¬شد، نداشت. فقط قسمت های وقت پرکن و نه جذابی به برنامه اضافه شده که زمان برنامه را طولانی می کرد و حوصلة مخاطب را سر می برد.
برخلاف روال سیما در مورد برنامه¬هایی از این دست، زمان بسیار زیادی به برنامة هفت اختصاص یافته و مجری، دستیار مجری، منتقد و مهمان ها کاملاً با حوصله حر ف می زنند تا جایی که وقت، اضافه هم می آید، درست بر عکس برنامه های چالشی به این سبک که از کمبود وقت همیشه بحث ها نیمه کاره می ماند. از همه بدتر اینکه قسمت های مختلف برنامه آن قدر جذاب نیست که این طولانی بودن به چشم نیاید. مجری برنامه فریدون جیرانی، که ظاهراً با توجه به همان اجرای کوتاه مدت بخش سینمایی دو قدم مانده به صبح انتخاب شده و دقیقاً به همان سبک برنامه را اجرا می کند، در برابر مهمان ها مواضعی کاملاً شخصی و از قبل معلوم دارد و این مواضع اغلب در اتحاد کامل با عده ای منتقد و فیلم ساز و در تضاد کامل با عده ای دیگر است. موضع گیری های مجری نه بر مبنای اصول صحیح ادارة برنامه و بر مبنای نگرش بخش عمده ای از تماشاگران، بل که کاملاً سلیقه ای است. در اصول برنامه سازی مجری باید یا به عنوان کنترل کنندة بحث و یا به عنوان کارشناسی حضور داشته باشد که تا حدی بی طرفانه و تخصصی به طرح مشکلات بپردازد، اما این جا جیرانی در نقش قاضی مطلق بر مبنای عقاید خودش بحث ها را شروع کرده و تلاش می کند صرفاً با مخالفت با طرف دیگر صحبت، بحث را به چالش بکشد. به جز بخش سوال و جواب با مسوولان که که اغلب بسیار کلیشه ای و به فرم سایر مصاحبه های معمول سیما، بدون نکتة خاصی برگزار می شود، در بقیة قسمت ها بسته به سلیقة جناب مجری لحن ایشان آشکارا متفاوت است. در جایی که کسی مطابق میل ایشان باشد لحن صحبت، بسیار دوستانه و پر از اغماض و تحسین است برعکس اگر نکته ای یا کسی برخلاف سلیقة او بود، به طرزی عصبی، عجولانه و گاهی حتی توهین آمیز مدام حرف های طرف مقابل را قطع کرده و با دلایل بسیار او را محکوم می کند. برخوردی که جدا از منظر تخصصی سینما، در اجرا و ساختار یک برنامة ترکیبی بسیار غیرحرفه ای است. بر خلاف قوانین درست در رسانه ای تصویری، احترام به تماشاگر و مهمان در این برنامه ها بارها زیر سوال می رود و این از اساس با ساختار برنامه سازی و طراحی برنامه ای تخصصی منافات دارد. هر چند مجری در چنین برنام هایی باید رندی، سرعت انتقال ذهنی، معلومات وذکاوت خاصی در اجرا و کنترل بحث داشته باشد، اما این ها به معنای این نیست که به شکلی کاملاً سلیقه ای و از زاویة بالا مهمان ها را مخاطب قرار داده و عقاید خودش را به زور به آن ها و تماشاگر تحمیل کند. از طرفی شاید انتخاب منتقدی که به طور دائمی در برنامه حضور داشته باشد مثل مسعود فراستی با سایر ویژگی های برنامه و در مدیومی مانند تلویزیون مناسب است اما با توجه به دلایل ساخت برنامه و پیشینة تبلیغی آن می شد علاوه بر ایشان در زمان طولانی و نه در حد مهمان، از طیف متنوعی از منتقدین استفاده شود که به جای آقای جیرانی که در خیلی از موارد نقش متکلم وحده را دارد، در بحث ها دخیل باشند و با تنوع نظرات به نوعی بحث چالش برانگیز سینمایی برسند نه صرفاً مطابق آن چه در حال حاضر در برنامه می گذرد مجری و منتقد با محکوم کردن یک جانبه و کلنجار با بعضی مهمان ها، تلاش کنند جلوی دوربین به جای نقد سینمایی، حرف های خودشان را به کرسی بنشانند. فارغ از این ها برنامه هیچ نکتة جدید و جذابی در ساختار و حتی دکور برنامه و طرح بحث ها ندارد و کاملاً شبیه سایر برنامه هایی از این دست و برای پر کردن آنتن است، میزگردهایی که نه تنها در سینمای ایران کاربردی و انتقادی نیست بل که صرفاً حریف بحث طلبیدن و نوعی وقت گذرانی است. طرح برنامة نود سینمایی فرصتی بود که اگر هوشمندانه و با انتخاب های بهتر و کارشناسی شده ای انجام می شد می توانست حداقل در بین دست اندرکاران سینما جذابیتی برای پی گیری برنامه را داشته باشد حالا گیرم نه در حد نود ورزشی. اما متاسفانه با این روال این برنامه هم شبیه باقی برنامه های از این دست در سیما از کار در آمده که تحت عنوان های مختلف در میزگردها و نقدهای سینمایی به شکلی مکرر از سیما پخش می شوند.