یادداشت قبلی | صفحه اول | یادداشت بعدی

من هنوز اینجام

یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۹

یکی دو شب پیش سیزده به در بود گمونم ،از ده تا پلة خونه افتادم و چه طوری نمی دونم فقط یادمه زیر پام خالی شد.. حالا چند تا بخیه ، دندون شکسته و دست و پا و دندة آسیب دیده حاصل اون روزه... نا امروز دستم درد زیادی داشت و نمیتونستم بنویسم ولی الان اقلا تونستم با سردرد و.. پشت کامپیوتربشینم و یه کم بنویسم. از رفقایی که لطف کردن با تلفن یا هر جور دیگه احوال پرسی کردن و دوست خوبی که تو وبلاگش نوشته بود، ممنونم و بابت اونایی که کارهاشون عقب افتاد یا کنسل شد، شرمنده... دیگه همین... میگن سیزدهم یه جوریه من قبول نداشتم.... شایدم من یه ... بگذریم ... همین فعلا... .

پی نوشت: من خوبم و تا اندازه ای ابری، مرسی از دوستی ها، احوال پرسی تلفنی ای میلی و... و از تمام دوستایی که این جا کامنت گذاشتن ، و حقش اینه که اینو بیام تو صفحه تون بنویسم و می نویسم.
پی نوشت 2: این جملة روزانة کنار وبلاگ شده نبض من که هنوز زنده ام و حس دارم! این یه جمله به جای پست های شخصی و طولانی که می تونست آیینه این روزها و فکرهای شخصی باشه و به دلیل خود سانسوری هی محدود تر میشه تنها بازماندة من از خودمه. چیزی که فقط سینما نیست زندگیه. اگه کافی نبود شاید یه جای کوچولوی شخصی هم تو یه وبلاگ دیگه درست کردم تا حرفای خود خودمو بنویسم...حالادقیقا فکر میکنم بعد چند سال گیجی تو تارعنکبوت بدونم سرراست چی می خوام مهم همین لحظه است... لحظه ای که هیچی رو تو خودت انکار نکنی و به خودت دروغ نگی، بزرگترین لحظه است .....

لینک مطلب | ۲۱:۱۱

نظرها

سلام خانم طهماسبی عزیز
ای بابا،خدا بد نده...شرمنده،اگر زودتر می فهمیدم حتما جویای احوالتان می بودم
انشاالله زودتر بهبودی یابید
سال نو مبارک
راستی وقت کردید سری به وبلاگم بزنید،پست جدید به شما نیز مربوط می شود

چقدر ناراحت شدم الهام جان...امیدوارم خیلی زود زود خوب بشی....خیلی بیشتر مراقب خودت باش

سلام
خیلی متاسفم الهام جان، امیدوارم که الان بهتر شده باشی. چون سر خودم هم چنین بلایی آمده کاملا درک میکنم.
در ضمن، گرچه قبلا ایمیل تبریک رو فرستادم، ولی دوباره بهت سال نو رو تبریک میگن و امیدوارم سال شادی داشته باشی، و اتفاقات خوب بیشتری برات بیفته.
شاد باشی.

نحسی سیزده بوده. خیلی متاسفم به خاطر اتفاق بدی که براتون افتاد. امیدوارم هرچه زودتر سلامتی کاملتون رو به دست بیارین. راستی لینکتون رو هم اضافه کردم.

اساس جهان بر ناپایداری است شما هم حتما خوب می شوید و در مورد فیلم "هیچ" هم خواهید نوشت که به نظر من یکی از بهترین فیلم های اجتماعی چند سال اخیر است.

برات آرزوی بهبودی و سلامتی می کنم....

موفق باشی...

زندگی قشنگ و زیباست
اما، ما بدشانسیم
باد درست جایی می وزد
که در آن پناه گرفته ایم
ما بدشانسیم
و کاری هم نمی شود کرد
به هر ضیافتی که رفتیم
قورباغه هایی که راه گم کرده بودند
سر از لیوان های ما درآوردند

( رسول یونان )

آخ چه کنم که نه دوست دارم کلیشه ای حرف بزنم ، هم نمی تونم جور دیگه بگم که : " دوست دارم هر چی زودتر مثل قبل 13 بدر شی "

همش یه طرف ، شکستن دندون و دردش یه طرف ...

حالم شدید گرفته شد ...

خدا بد نده خانوم طهماسبی امیدوارم بهتر شوید و هرچه سریعتر نوشته هاتون رو در نشریات بخونیم ... این 13 هم یه چیزی داره که میگن نحس است ...

خدا بد نده خانم ؟ !!!!

من هم شب 13بدر با 180 کیلومتر سرعت تصادف کردم / الان جنازه ای متحرک هستم ، در خدمت شما

به حسی 13 اعتقاد داری تو ؟!!!

سلام خانم طهماسبی
سال نو بر شما مبارک
خیلی متاسف شدم از این خبر و امیدوارم هر چه زودتر به بهبودی کامل برسید
همیشه پیگیر مطالب شما در نشریات هستم
موفق باشید

با سلامی دوباره

آخرین دستنوشته ام " آرزوی شفا برای " عمو ملک " هنرمندان " در پایگاه اختصاصی فیلم و تئاتر چالوس کار شده شما می توانید با ورود به وبلاگم وارد آدرس درج شده این پایگاه شده و از این طریق دستنوشته ام را مطالعه کنید امیدوارم که بخوانید و نظرات خود را بگذارید تا استفاده لازم را ببرم.

در پایان آرزوی شفا برای " عمو ملک " هنرمندان دارم

امیدوارم الان که این نظر را می‌خوانید بهتر شده باشید.

.: عادت چهارم فیلمنامه نویسان بسیار موفق :.

امیدوارم الان که این نظر را می‌خوانید بهتر شده باشید.

.: عادت چهارم فیلمنامه نویسان بسیار موفق :.

salammmmmmmmmm
khobin ?
etefaghi to facebook peydaton kardam
hih !
be man sar bezaini
rasti man farance zendegi mikonam
albate taze omadam inja
az amozeshi ham ke gozashti to webet mamnon
azash estefade mikonam
man 1 weblog daram ama nemishe nazar bedi
khodam sakhtamesh va tarahish kardam
vase hamin mesle khodam khole
rastiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii ino dasht yadam miraft
manam tahmasebiammmmmmmmmmmm
khosh hal misham vasam email bezani
albate age vaght kardi
be yade khoda bash va be zendegie honarit ba eshgh edame bede va boro jolo


شما چی کار کردید با خودتون خلنم تهماسبی ؟
من گر جای شما بودم از این فرصت استفاده می کردم
و یک دل سیر می خوابیدم تا خستگیهام در بره .
به هر حال : روزهای خوبی رو براتون آرزو می کنم .
سبز باشید

شما چی کار کردید با خودتون خلنم تهماسبی ؟
من گر جای شما بودم از این فرصت استفاده می کردم
و یک دل سیر می خوابیدم تا خستگیهام در بره .
به هر حال : روزهای خوبی رو براتون آرزو می کنم .
سبز باشید

سلام. امیدوارم روز به روز بهتر بشید . جاتون در نشست انجمن منتقدان خالی بود. همیشه سبز باشید :-)

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
الهام عزیز، آرزو می کنم هرچه سریعتر سلامتی کاملتان را به دست آورید.

ای بابا! امیدوار بودم دروغ سیزده باشه اما نه انگار واقعیه، امیدوارم هرچه زودتر سلامتی کاملو به دست بیاری

برایتان آرزوی سلامتی و نشاط دارم. به قول مادر بزرگم چشم حسود بترکه!

خدا بد نده. ايشالله هر چه زودتر سلامتيتون رو به دست بياريد. فقط يه سؤال. بعد از تعطيل شدن اعتماد، از چه طريقي مي تونيم از نوشته هاي شما استفاده كنيم؟‌(غير از مجله فيلم و سايتتون).

امیدوارم هرچه زودتر خوب شوید و اینجا را به چنین مناسبتی به روز کنید.

.: میوز خلاق به روز شد :.
::: چه سنی برای فیلمنامه‌نویس شدن خیلی دیر است؟ ::

سلام.
ببخشید که دیر جویای احوال شدم! خداروشکر که بخیر گذشته و امیدوارم از این اتفاقات دیگه براتون نیفته... شاد یاشی.

سلام خانم طهماسبی عزیز
راستش با جمعی از دوستان سینمایی قرار است انتهای هفته به تماشای نمایش مکاشفه در باب یک مهمانی خاموش برویم در تماشاخانه ایرانشهر
اگر قدم بر چشم ما بگذارید و تشریف بیاورید خوشحالمان کرده اید
اگر موافقید خبرم کنید تا هماهنگی های لازم را انجام دهیم

وب تخصصی فیلمنامه‌نویسی به روز شد: راهنمای کامل ثبت فیلمنامه در بانک فیلمنامه + تغییرات تازه در روند ثبت از جمله تغییر شماره حسابی که مبلغ ثبت باید به آن واریز شود.

سلام
من هم پس از آن تصادف لعنتی و خرد شدن پای چپم دانستم که تن آدمی خیلی خائن است.به وقتش حال گیری می کند اساسی.مشهد:روزهای آشنایی را گذاشتم در وبلاگم خیلی کوتاه

و سلامي و درودي
تيري كه بايد بدويم تا بهمون نرسه ...
چه درست و زيبا نوشته ايد...
يا علي

-بزرگترین راز زندگی ، قانون کشش است .

-قانون کشش می گوید : هر چیزی مشابه خودش را به سمت خود می کشد . بنابراین وقتی در مورد چیزی فکر می کنید ، مشابه آن را به سوی خود جذب می کنید .

- افکار ما خاصیت آهنربایی دارند . وقتی در حال فکر کردن هستید ، افکار خود را با فرکانسی خاص به دنیا می فرستید و از آنجا که آن ها خاصیت آهنربایی دارند ، چیزهای مشابه خود را برای شما به ارمغان خواهند آورد . هر چیزی که از منبعی خارج شود ، به منشاء خود باز می گردد و این منشاء شما هستید .

-شما مثل یک دکل مخابراتی انسانی هستید و با افکارتان فرکانسهایی را به کائنات ارسال می کنید . اگر می خواهید چیزی را در زندگیتان تغییر دهید ، افکارتان را تغییر دهید تا فرکانس ارسالی شما تغییر کند .

-افکار کنونی شما ، زندگی آینده ی شما را رقم می زند .در مورد هر آنچه بیشتر فکر کنید و بر آن متمرکز شوید ، همان در زندگیتان تجلی خواهد کرد .

-افکار شما به مواردی در زندگیتان تبدیل می شوند .

خااااک به سرم من تازه این پستت رو خوندم :(((
الان چطوری؟ حتما تا حالا خوب شدی دیگه ؟
عجب سیزدهی بود

امیدوارم اکنون خوب خوب شده باشید.

وبگاه تخصصی فیلمنامه‌نویسی به روز شد:
.: بوطیقای ارسطو برای فیلمنامه‌نویسان: کنش - ایده :.

مرسي از اومدنتون
كيشلوفسكي عزيز
آره دوست داشتنيه

عکس جالبی است ... طب سوزنی روی یک عروسک یا شاید سیبل سوزن‌ها شدن آن.

سلام

با توقیف شدن اعتماد ،دیگه تو هیچ روزنامه ای نمی نویسید ؟
کم کار شده اید ...

این عکس هم بدون شرح هم مربوط به همون 13 بدر کذایی ست ؟ باید بهتر از این شده باشید

فکر کنم تا الان دیگر خوب خوب شده باشین.

سلام
خسته نباشيد.
مطالب جالب و خواندني بود.

سلام
خیلی زیبا جالب و خواندنی...
www.kochezindagi.blogfa.com
andisha.shahii@gmail.com

ارسال نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌ی وبلاگ، نمايش داده خواهد شد.)




Free counter and web stats