یادداشت قبلی | صفحه اول | یادداشت بعدی
مردن خفتن... همين و بس؟
جمعه ۱۵ آبان ۱۳۸۸

نگاهی به فیلم تردید
مردن خفتن... همين و بس؟
الهام طهماسبی
روزنامة اعتماد:هملت، اثر بزرگ شکسپير، از بزرگ ترين شاهکارهاي ادبي جهان است که بارها و بارها توسط کارگردان هاي مختلف در شرق و غرب در فرمي سينمايي اقتباس شده و اقتباس دوباره از آن علاوه بر آنکه درگير شدن با تجربه يي بسيار تکراري است، جسارت زيادي مي خواهد. مضمون درام کلاسيک هملت سرگذشت غم انگيز شاهزاده جوان دانمارک است، که پدرش پادشاه دانمارک، به دست برادر خود کلاديوس با همدستي و همراهي مادر که مغلوب عشق و وسوسه او شده، در نهان کشته مي شود و کلاديوس تاج و تخت و همسر برادر را غصب مي کند. در انتهاي نمايش، در سرانجامي تراژيک نامزد هملت، افليا، و هملت در قطب پروتاگونيست ماجرا، در کنار ضدقهرمان ها کشته مي شوند و درام در اندوهي سوگوارانه و با بزرگداشت روح قهرمان تراژدي پايان مي گيرد. واروژ کريم مسيحي که نام او با هنرمندي اش در ساخت فيلم پرده آخر گره خورده پس از 17 سال به صرافت فيلمسازي افتاده و فيلم ترديد را با برداشتي از درام هملت ساخته است. انتخاب چنين اثر ماندگار و پيچيده يي که شايد به دغدغه ها و علاقه شخصي او برگردد، انتخاب مشکل و پردردسري است. دستمايه قرار دادن اثر بزرگ شکسپير به دليل ظرافت هايي که در ذات اثر دارد و روشن بودن داستان آن از پيش براي مخاطب (به دليل شهرت و اقتباس هاي مختلف) و درونگرا بودن مضمون اصلي اثر، بدون در نظر گرفتن تمهيدهاي ويژه در تبديل به فرمي سينمايي، انتخاب چندان کارآمدي نيست و شايد دلبستگي زياد کريم مسيحي به اين اثر ماندگار سبب چنين انتخابي شده و البته هميشه دلبستگي هاي زيادي دردسرسازند،
ساختار اقتباس در فيلم ترديد
تجربه ثابت کرده هيچ گاه اقتباس از آثار ماندگار، به اندازه اثر ارزشمند اوليه جذاب نخواهد بود. حتي بهترين اقتباسي هم که از اثر هملت صورت گرفته، چه بسا در مقايسه با اصل اثر چيزي کم دارد. در اقتباس از هر اثري اصلي وجود دارد که در مورد برداشت از هر منبعي صادق است. نمايشنامه ها يا رمان ها و داستان هايي که در زمان خود از نظر ساختار، محتوا و ساير عوامل به کمال رسيده اند و حرف نگفته يي باقي نگذاشته اند، معمولاً شانس پاييني براي اقتباسي موفق به شمار مي روند. و اغلب اثر اقتباسي، هرگز نمي تواند شکوه اثر اوليه را در خود داشته باشد مگر تبديل مديوم ها به شکلي صورت گرفته باشد که چيزي به اصل اثر اضافه يا در تبديل جنس ساختار جذابيت جديدي ايجاد کند. البته طبيعي است که آثار باشکوه و ماندگار به دليل غناي دراماتيک و ساختاري اثر، وسوسه خاصي براي اقتباس و بازسازي آن در مديومي ديگر توليد مي کنند. کريم مسيحي در بازگويي داستان هملت در فيلم ترديد در روندي هوشمندانه آن را ايرانيزه کرده و به زمان حاضر برگردانده، نفس اين کار هرچند ترفند مناسبي است و شکي نيست که کارگردان به خوبي بر ويژگي هاي کارگرداني سينما واقف است، اما ترديد در برگردان اثر به زمان معاصر مدام بين نمايشنامه و زمان حال سرگردان است. تاکيد مکرر در متن بر اينکه اين فيلم برگرفته از هملت است، از همان ابتدا بر کل کار سنگيني مي کند. و گاه با گرته برداري کامل از ديالوگ هاي نمايشنامه اصلي از حد مي گذرد. مثلاً در برخورد سياوش و... دنبالة مطلب در روزنامة اعتماد