برگزاري آزمون تافل در ايران متوقف شد
در پشت صحنة فیلم وایلدر، لینک به لطف یک دوستMarilyn Monroe
Review of David Bellos’s JACQUES TATI
یادداشت قبلی | صفحه اول | یادداشت بعدی
الهام طهماسبي
روزنامه اعتماد: کمدي- درام نينوچکا ساخته ارنست لوبيچ ماجراي دل باختن زني روس و کمونيستي دوآتشه، به مردي انگليسي در پاريس است. لوبيچ کارگرداني که بسيار مورد تحسين بيلي وايلدر بود، اين فيلم را در سال 1939، بر اساس فيلمنامه يي از او به همراه چارلز براکت و والتر رايش ساخت. در دهه 1930 به دليل حملات نازي ها و وقوع جنگ جهاني دوم به اروپا تعداد زيادي از کارگردان ها و فيلمسازهاي اروپايي به امريکا مهاجرت کردند و از اين رهگذر محصولات ماندگاري در هاليوود توليد شد. فيلم نينوچکا هم حاصل همين تغيير و تحولات بود. اين فيلم که در زمان خود در رقابت با فيلم بر باد رفته نتوانسته بود برنده جايزه اسکار شود، اين اواخر در جشنواره نا متعارفي که از سوي آکادمي هنرهاي سينمايي امريکا برگزار شد در بين 10 فيلم برگزيده سال 1939 که همگي نامزد اسکار بودند، دوباره به نمايش درآمد. نينوچکا را مي توان متعلق به زيرژانر کمدي هاي اسکروبال دانست. اين کمدي ها که از دهه 1930 رايج شد، محصول دوران رکود اقتصادي امريکا بود. در مرکز اين نوع کمدي ها معمولاً زوج رمانتيک و کمي عجيب و غريبي حضور دارند که مثل ملوين داگلاس و گرتا گاربو در نينوچکا در ابتداي فيلم، در تضاد کاملند ولي پس از مدتي تغيير و تحول، هر دو به نقطه تعادل رسيده و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود. اين کمدي ها قهرمانان زن ساختارشکني دارند؛ قهرماناني که تابوهاي اجتماعي را مي شکنند و داراي نوعي استقلال شخصيتي هستند که آنها را از قهرمانان زن فيلم هاي قبلي بسيار متفاوت و جذاب تر مي کند. ژانر کمدي اسکروبال بين سال هاي 1934 تا 1945 رونق داشت و با فيلم قرن بيستم هاوارد هاکس شروع شد و با نمونه نه چندان جذابي به کارگرداني استرجس به نام نا ارادتمند شما، تقريباً به پايان رسيد.
ساختار نينوچکا مثل اغلب فيلم هاي اين دهه مبتني بر نوعي ميزانسن خطي و مثلثي است که با کارگرداني هنرمندانه لوبيچ جلوه يي ديدني دارد. ويژگي هاي اين نوع ميزانسن کلاسيک در ساختار نينوچکا به خوبي ديده مي شود. نماهاي بلند و حداقل استفاده از کات هاي بين نما به شکلي که عبور از يک نما به نماي بعدي يا کاراکتر بعدي اغلب با حرکت پن دوربين يا ساير حرکات آنترو پومورفيک دوربين انجام مي شود. قاب هاي تصوير مثل خيلي از فيلم هاي کلاسيک آن دوره اغلب فاقد عمق چنداني هستند و بيشتر داستان در پيش زمينه هر نما اتفاق مي افتد. دنباله مطلب در روزنامة اعتماد
نظرها
من به دلیل شرایط روحی این روزهایم، بسیار تحت تاثیر این متن قرار گرفتم! طوری که مشتاق دیدنش شدم! نتیجه گیری پایانی اش چسبید: صرف نظر از همه اينها، فيلم نينوچکا با زباني شيرين و ساده و سرراست مردمي را نشان مي دهد که نياز دارند فارغ از اين حرف ها زندگي کنند و با رسيدن به نوعي تعادل اجتماعي و برقراري تعادل بين اشرافيت و کمونيسم به جاي جانفشاني براي آرمان هاي کمونيسم به کمي هواي آزاد و زندگي طبيعي احتياج دارند تا هر کدام کلبه خودشان را بسازند.
نیما | شنبه، ۴ مهرماه ۱۳۸۸، ۲:۱۵ صبح
salam khoobid? yad ma kardin.in animation dar hal sakhte shayad be jashnvareye emsal berese.matalab khoobetoonam dar rooznameha mikhoonam
sahd bashid
fahmizy | شنبه، ۴ مهرماه ۱۳۸۸، ۸:۵۸ صبح
هر نسلی خاطره خودش را دارد...
محمد امین عابدین | شنبه، ۴ مهرماه ۱۳۸۸، ۱۱:۱۵ صبح
سلام خانم طهماسبی.
ممنون از اینکه افتخار دادید و به من سر زدید/لطف دارید.
چقدر خوب که به فیلم نینوچکا پرداختید، من هم این فیلم رو خیلی دوست دارم، از داستان و فیلمنامه و بازیگران فیلم مخصوصا "گرتا گاربو"ی دست نیافتنی تا کارگردانی "ارنست لوبیج" که همه و همه یه کولاژ هست!
فیلم صحنه های جذاب و به یادماندنی زیادی داره (صحنه ای که گاربو رو برای اولین بار تو ایستگاه قطار نشون میده، چه ابهتی داره گاربو اونجا!) و یا صحنه ای که گاربو میزنه زیر خنده و صدای خنده ش روی تصویر پخش میشه خیلی تماشایه...
راستی نظرتون درباره فیلم "بودن یا نبودن" چیه؟ یکی از فیلم های محبوبمه،شاهکاره!
پی گیر مطالب شما هستم و استفاده می برم...
موفق باشید.
سرپیکو | شنبه، ۴ مهرماه ۱۳۸۸، ۵:۳۲ بعدازظهر
سلام خانم طهماسبی عزیز
باید جالب باشد،حتما خواهم دید
امیررضا تجویدی | شنبه، ۴ مهرماه ۱۳۸۸، ۶:۱۰ بعدازظهر
چه اونجا ، چه اینجا هر جا باشه کافیه که تو نوشته باشی و من خواهم خواند...مرسی برای اینکه هستی و می نویسی
کاوه | شنبه، ۴ مهرماه ۱۳۸۸، ۱۱:۱۶ بعدازظهر
اون کلیپ ابی و شادمهر رو دیدم و منم خیلی خوشم اومد ... نمی دونی ترانش ماله کیه ؟
دانیال | شنبه، ۴ مهرماه ۱۳۸۸، ۱۱:۴۸ بعدازظهر
سلام
متاسفانه ما نسل جدیدی ها با فیلم های خوب کلاسیک غریبه ایم امیدوارم با راهنمایی کسانی چون شما چیز هایارزشمند دیدنی دیده بشود
saeed1212 | پنجشنبه، ۹ مهرماه ۱۳۸۸، ۱۰:۵۱ بعدازظهر
كاش مي آمدي http://ghesehgoo.persianblog.ir/
قصه گو | جمعه، ۱۰ مهرماه ۱۳۸۸، ۱۰:۲۶ بعدازظهر
پستچي رو دوست نداشتم. ن داستانش رو خوب تعريف مي كنه ارجاعات فرامتني اش هم ناقص و غلطه. ممنون كه سر زدي. مراقب باشين روزنامه تون توقيف نشه ها ك ديگه هيچ چي نمي مونه بخونيم!!!
احسان | شنبه، ۱۱ مهرماه ۱۳۸۸، ۱۰:۴۸ صبح
سلام. اتفاقا امسال تابستان بود که این فیلم را دیدم و بسیار لذت بردم. این فیلم همراه با "بودن یا نبودن" از سری فیلمهای کلاسیکی بود که امسال دیدم و فکر نکنم حالا حالاها از خاطرم برود.(به خصوص به خاطر کمدی بودن هر دوتایشان)
یکی از مونولوگهای نینوچکا را یادداشت کرده بودم شاید به مناسبتی جایی به کار ببرم و الان بهترین مناسبت است : "من همیشه از این که پرستوها ترکمون میکردن و میرفتن کشورهای کاپیتالیستی ناراحت میشدم، حالا میفهمم چرا : ما آرمانهای بزرگ داریم، ولی اونا آب و هوای معتدل. " تشکر که یادآور این فیلم شدید...
وحید فرازان | شنبه، ۱۱ مهرماه ۱۳۸۸، ۸:۱۹ بعدازظهر
سلام.
از لوبیچ فقط همین نینوچکا رو دارم ولی تازگی چند تا از کاراشو سفارش دادم برام بیارن.
علی رستگار | دوشنبه، ۲۰ مهرماه ۱۳۸۸، ۷:۰۴ بعدازظهر
ziba bod......
Amir | سه شنبه، ۲۱ مهرماه ۱۳۸۸، ۳:۱۰ بعدازظهر
گوش کردم و لذت بردم.
سپاس
محمد امین عابدین | چهارشنبه، ۲۹ مهرماه ۱۳۸۸، ۱۱:۰۸ صبح
سلام.
ممنونم از حضورتون/ آهنگ رو گوش دادم،جالب بود مرسی...
سبز باشید.
سرپیکو | پنجشنبه، ۳۰ مهرماه ۱۳۸۸، ۱:۵۳ بعدازظهر
واقعاً درباره ی این فیلم هر چی بگم کم گفتم. فوق العاده بود این فیلم. مهم ترین نکته ی مثبتش هم وسعت نگاه کارگردانشه که باعث می شه بعد از این همه سال، تماشای این فیلم این قدر لذت بخش باشه.
سید آریا قریشی | یکشنبه، ۱۵ فروردینماه ۱۳۸۹، ۱:۵۵ صبح