برگزاري آزمون تافل در ايران متوقف شد
در پشت صحنة فیلم وایلدر، لینک به لطف یک دوستMarilyn Monroe
Review of David Bellos’s JACQUES TATI
یادداشت قبلی | صفحه اول | یادداشت بعدی
اغلب کساني که هنوز ذهني جزيي نگر دارند و درگير حل جزييات روابط انساني اند، فيلم هاي وودي آلن را هميشه دوست داشته و مسير کارهاي او و تحليل هاي روانشناسانه اش را از روابط زن و مرد دنبال مي کنند. از آني هال گرفته تا اين يکي مانده به آخري (ويکي کريستينا بارسلونا) که مشکل پيچيدگي روابط و عشق در آن به اوج مي رسد. آلن هر فيلمي که مي سازد، ادامه ذهنيت قبلي او و به دنبال شرح و بسط سوال هاي بي جوابش در اين رابطه ها است و هر فيلم جديدش بازتابي از تغييرات فکري خود اوست که طي گذشت زمان و درگير شدن ذهني با مسائل مختلف در رابطه هاي انساني به آن رسيده. هنوز هم از نظر آلن زنان موجودات عجيبي اند و رابطه تثبيت شده زن و شوهري، پديده يي پيچيده و قابل مطالعه است. به جرات مي شود گفت، آلن از معدود کارگردان هاي مردي است که در فيلم هايش و تحليل رابطه آدم هاي فيلمش با اين همه دقت به سرشت زنانه مي پردازد. هرچند کاراکتر اصلي فيلم رذل و دوست داشتني، مردي نوازنده است، اما طرح ارتباط او و حضور دو زن در نقش هاي فرعي فيلم بسيار پررنگ است. حتي وقتي مضمون فيلمش مرتبط با يکي از عشق هاي زندگي اش، موسيقي جاز و نواختن گيتار است، باز هم وسواس کنکاش در اين روابط او را رها نمي کند.
فيلم رذل و دوست داشتني که به رغم اسمش، خيلي هم شيرين است، از معدود فيلم هاي آلن است که با وجود دلچسبي آن، کمي مهجور مانده و کمتر درباره آن حرفي شنيده ايم. شون پن با بازي عجيبش در اين فيلم هيچ شباهتي با شخصيتي که در کارهاي ديگرش ديده ايم، ندارد و تمام پيچيدگي هاي ذهني شخصيت امت ري را از ميميک هاي صورت گرفته تا راه رفتنش منعکس مي کند. نام فيلم که اشاره به شخصيت دوگانه مردي نابغه در موسيقي است، به همين تضاد و پارادوکس در رابطه ها هم اشاره مي کند؛ رابطه هايي بر مبناي عشق و رنج. امت، نوازنده يي چيره دست، مست و بي قيد است که نمي تواند حضور دائمي زني را در کنار خود تحمل کند. او اصلاً حضور دائمي هيچ چيز را تاب نمي آورد و مدام بي قرار است. از رابطه يي به رابطه ديگر و از شهري به شهر ديگر مي رود و به جز نواختن گيتار، تنها زماني ذهن بي قرارش آرام مي گيرد، که حرکت و عبور قطار ها را تماشا مي کند. امت در زندگي عادي، قماربازي بي قيد، عصبي، بددهن و غيرقابل تحمل است اما وقتي گيتار زدن او را تماشا مي کني، با چنان شور و شيفتگي مي زند که با تماشاي لذتي که خودش مي برد و موزيکي که مي شنوي همه کج خلقي ها و بي قيدي هايش دود مي شوند. اما از لحظه يي که موسيقي مثل حرکت قطار مي ايستد و انگشت هايش بي حرکت مي شوند، امت چهره يي درمانده دارد و انگار از خواب خوشي به وسط بي قراري هاي روزمره پرتاب شده. تمام اين احوالات، نماد روشني از افسردگي، شيدايي و خلقي دوقطبي است که وبال جان اکثر نابغه هاي هنري بوده است؛ نوعي جنون عاشقانه شيرين و عدم تعادل رنج آور که وقتي همراه با ويژگي هاي شخصيتي جذاب امت مي شود، اطرافيانش را هم بي نصيب نمي گذارد. به رغم نمايش اين بي قيدي و گاهي بي توجهي دردآور او به زني که او را دوست دارد، عقيده امت درباره عشق، اصلاً شبيه آدم هاي بي تفاوت و بي قيد نيست. او در جايي از فيلم مي گويد؛ فقط وقتي به عشق مي رسي که آن را از دست داده باشي، همين نشان مي دهد که پشت اين پرسوناي بي تفاوت، پرخاشگر و بي قرار؛ آدمي حساس، شکست خورده و تنها است؛ آدمي که در عين خودپسندي و غروري که دارد، بسيار هم آسيب پذير است يا به قول ژان پل سارتر در کتاب تهوع، آدمي است که «رذالتش صادقانه و بي اختيار و بسيار کريمانه و مثل عشق به تقوايش (اينجا البته موسيقي اش) راستين است.»
دنبالة مطلب در روزنامة اعتماد
نظرها
من این فیلم رو ندیدم / ولی اکثر فیلم هایی که از وودی آلن دیدم محشر بوده و جالب / واقعن کلمه ی عجیب لایق این آدمه
حتمن باید این فیلم رو دید / مخصوصن با بازی شان پن عزیز و دوست داشتنی
م.ف کویر | دوشنبه، ۱۲ مردادماه ۱۳۸۸، ۰:۱۰ صبح
سلام و تشکر از این که به وبلاگم سر زدید و مطلب "تهران انار ندارد" را خواندید و نظرتان را نوشتید. متاسفانه این فیلم - آخرین فیلم؟ - آلن را ندیدم ولی به نظرم آلن از فیلم های کمدی گاه ضعیف به تکاملی رسیده که بهترینش را در آنی هال آن سال ها و مچ پوینت همین اواخر شاهدش بودم. ویکی کریستینا بارسلونا بر دلم ننشست. راستی بازهم از جمع دوستان فیس بوکی حذف شدم؟! منتظر خواندن مطالب بیشتری از شما هستم.مستدام باشید:)
وحید فرازان | دوشنبه، ۱۲ مردادماه ۱۳۸۸، ۸:۳۰ صبح
خیلی خوب بود..جالب شد.. اینطوری گفتی حتما باید ببینمش..
واقعا از اینجاش لذت بردم :
"امت در زندگي عادي، قماربازي بي قيد، عصبي، بددهن و غيرقابل تحمل است اما وقتي گيتار زدن او را تماشا مي کني، با چنان شور و شيفتگي مي زند که با تماشاي لذتي که خودش مي برد و موزيکي که مي شنوي همه کج خلقي ها و بي قيدي هايش دود مي شوند. اما از لحظه يي که موسيقي مثل حرکت قطار مي ايستد و انگشت هايش بي حرکت مي شوند، امت چهره يي درمانده دارد و انگار از خواب خوشي به وسط بي قراري هاي روزمره پرتاب شده"
Keivan Pishgah | دوشنبه، ۱۲ مردادماه ۱۳۸۸، ۷:۱۴ بعدازظهر
سلام خانم طهماسبی عزیز
بسیار مشتاق دیدن این فیلم شدم. مرسی برای یادداشت جذاب تون.
از زندگی | دوشنبه، ۱۲ مردادماه ۱۳۸۸، ۸:۰۶ بعدازظهر
سلام
این مطلبت رو چند روز پیش تو روزنامه خوندم ... خیلی پرو پیمون بود...
اگه منم که میگم سگ سکوت رو نرو ;)
دانیال | دوشنبه، ۱۲ مردادماه ۱۳۸۸، ۸:۴۹ بعدازظهر
سلام خانم طهماسبی عزیز
اولا که یادداشتتان را در مجله فیلم خواندم،هر چند که من در سینمای مستند صاحب نظر نیستم،اما به نظرم نوشته خوبی بود.
اما در مورد این فیلم که متاسفانه ندیده ام یک نکته را بگویم و آن اینکه من کلا از سبک فیلم های وودی آلن خوشم نمیاید،اما با دیدن ویکی،کریستینا،بارسلونا نظرم راجع بهش عوض شد،چون به نظرم این فیلم عالی بود،پس حتما اینی را هم که گفتید خواهم دید
امیررضا تجویدی | چهارشنبه، ۱۴ مردادماه ۱۳۸۸، ۱۰:۱۷ صبح
سلام خانم طهماسبی عزیز
به روزم با یادداشتی نیمه تحلیلی در مورد واژه سوپراستار در سینمای ایران
حتما بخوانید،نظرتان را می خواهم
امیررضا تجویدی | شنبه، ۱۷ مردادماه ۱۳۸۸، ۱۰:۳۲ صبح
عاشق وودی آلن و فیلماش هستم. و البته صدای بامزه اصغر افضلی در نسخه های فارسی زبان .اتفاقا من با همین (ویکی کریستینا بارسلونا) حال نکردم! تازگی فیلم (رز ارغوانی قاهره) رو ازش دیدم و لذت بردم. اما این فیلمو نه دیدم و نه دارم. باید برم دنبالش.
علی | یکشنبه، ۱۸ مردادماه ۱۳۸۸، ۶:۵۳ بعدازظهر
سلام ,
نظرشما در مورد تهران انار ندارد چیه؟من زیاد خوشم نیومد
دانیال | سه شنبه، ۲۰ مردادماه ۱۳۸۸، ۱۰:۰۷ بعدازظهر
با سلام
احتراما" از حضورتان دعوت می نمایم در صورت تمایل از وب سایت شرکت دیدافراز با خدمات ذیل بازدید بعمل آورید:
1- فروش دوربین دیجیتال و تصویر برداری با قیمت مناسب
2- تعمیر دوربین با ضمانت 4 ماهه قطعات مصرفی و تحویل رایگان درب منزل
3- تعویض دوربین های قدیمی با دوربین های نو و آکبند
با تشکر
سعید فروغی | سه شنبه، ۲۷ مردادماه ۱۳۸۸، ۵:۱۴ بعدازظهر
سلام خانوم طهماسبی فکر کنم بعد از اون ماجرای هک شدن من هنوز خبر ندارین که مطالب و کامنت هایی که به اسم من نوشته می شدن کار من نبودن. داشتم تو فیس بوک دنبال پروفایلتون می گشتم که پیدا نکردم. پیش خودم گفتم شاید خبر ندارن و از دست من ناراحتن. به هر جهت ازتون معذرت می خوام اگر توهینی بهتون شده بود. چون اون شخص به چنتا از دوستان توهین کرده بود. امیدوارم متوجه باشن
با تشکر
هادی علی پناه | چهارشنبه، ۲۸ مردادماه ۱۳۸۸، ۲:۴۳ بعدازظهر
سلام
بله دیگه، آلن و دغدغه های همیشگیش که اتفاقا بدجور با دغدغه های من هم منطبق هستند!
به قول شما هم این فیلم مهجور رو هم نباید دست کم گرفت.
و البته یه چیزی: من در مجلات و کتاب ها بیشتر دیدم که این فیلم رو "شیرین و باحال" ترجمه می کنند.
مسعود | دوشنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۸، ۰:۰۸ صبح
سلام.
با نگاهی به فیلم دنباله رو(برتولوچی) به روزم.
علی | دوشنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۸، ۴:۰۶ بعدازظهر