یادداشت قبلی | صفحه اول | یادداشت بعدی

RIDE LONESOME :درباره باد باتیکر

سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸
زندگي و دوران باد باتيکر(2001-1916) فيلمساز بزرگ سينماي کلاسيک کارگرداني با يک موضوع؛ گاوبازي


شان اکس ميکر
ترجمه؛ الهام طهماسبي

در مباحث تحليلي کتاب بسيار مهم «نشانه ها و معنا در سينما» اثر مشهور پيتر وولن، بخش مربوط به تئوري مولف بر ذکر و بررسي نمونه هايي از کار فيلمسازان گوناگون سينماي کلاسيک امريکا متمرکز بود. در ميان اسامي آن فيلمسازان، همه نام ها براي تماشاگران ايراني آن نسل و اين نسل، شناخته شده بود. درباره جان فورد و هاوارد هاکز، مطلب و گفت وگو و گاه حتي کتاب تک نگاري مفصل به زبان فارسي وجود داشت و دارد. اما نام هايي در آن ميان بودند که همچون اوتو پره مينجر و نيکلاس ري، در بين سينمادوستان ايراني در حد نام خود و فيلم هايشان شهرت و اعتبار داشتند ولي فيلم هايشان کمتر ديده شده بود. در انتهاي همه اسامي، يک نام بود که وولن بسيار به فيلم هاي او ارجاع مي داد اما فيلم هايش به ندرت ديده و در ابعاد گسترده شناخته شده بود؛باد باتيکر. اين مطلب هم با تمام جامعيتي که دارد، طبعاً و قطعاً دوران طولاني مهجور ماندن او در ايران را به پايان نخواهد برد. ولي دست کم فتح بابي براي شناخت بيشتر کارنامه مهم و فيلم هاي کليدي او خواهد بود.
---
باد باتيکر به صورتي کاملاً اتفاقي وارد فيلمسازي شد - به همان روشي که خيلي از کارگردانان بزرگ هاليوود در دوره فيلم هاي صامت، بر صندلي کارگرداني نشستند - اما با يک چرخش و پيشرفت بزرگ اجتماعي که تنها در هاليوود مي توانست پيش بيايد. باتيکر فرزند 20 ساله يک خانواده ثروتمند، تصميم گرفت گاوبازي ياد بگيرد تا بتواند درباره آن فيلم بسازد. دوره اوج وسترن هاي او با حضور راندولف اسکات از سال 1950 شامل تعداد زيادي از بهترين فيلم هاي اين ژانر است. او از 1960 شروع به تجربه نوعي زندگي پرمخاطره و اديسه وار کرد که حتي از سرگذشت شخصيت هاي فيلم هايش هم خطرناک تر بود. تلاش او براي ساختن فيلمي بزرگ درباره گاوبازي، با محوريت شخصيت گاوباز بزرگ مکزيکي کارلوس آروزا سبب شد به مکزيک برود و هفت سال آنجا بماند.
باتيکر شکست خورده و تنها از سفر مکزيک برگشت، آروزا و تعدادي از همراهانش مرده بودند و او به سختي توانست خود را از عفونت شديد ريه، حکم زندان و رفتن به بيمارستان رواني نجات دهد. بعدها پيش از آنکه باتيکر تمام وقتش را به تربيت و پرورش اسب ها اختصاص دهد، چند فيلم ديگر ساخت و پروژه هاي بسياري را سرپرستي کرد در حالي که هنوز اميدوار بود فيلم آخر يا دو فيلمنامه فيلم نشده اش درباره گاوبازي را بسازد.
وقتي که در 29 نوامبر 2001 درگذشت، توجه زيادي به مرگش نشد. آخرين محصول هاليوودي او در 1970 فيلمنامه دو قاطر براي خواهر سارا بود که متن اوليه اش بازنويسي و توسط دان سيگل کارگرداني شد. سرانجام تاد مک کارتي منتقد ارشد «ورايتي» و مسوول نگهداري فيلم هاي درخشان تاريخي، پيشنهاد انتشار يک آگهي درخور و شايسته را براي مرگ باتيکر مطرح کرد؛ «باد باتيکر شخصيت باارزش و بااحساسي بود که ماجراجويي هايش به عنوان يک جوان ماتادور (گاوباز) در مکزيک و يک سوارکار در سراسر زندگي اش، به اندازه تمام تجربه هاي سينمايي اش ارزش دارد. او فيلم هايي نسبتاً ارزان، با ويژگي هاي هوشمندانه و سبک تيره بصري به همراه خطوط داستاني فشرده مي ساخت که ساخت اين فيلم ها، موفقيت تجاري او را به عنوان فيلمسازي جوان تثبيت کرد و سبب شد به عنوان کارگردان فيلم هايي با درونمايه گاوبازي هم محبوبيت ويژه يي کسب کند.»

باتيکر که در شيکاگو به دنيا آمد درباره تولدش مي گويد؛ «نمي دانم کي به دنيا آمدم، فقط مي دانم روزش 26 ژوييه بود ولي اينکه آيا سال 1918 يا 1916 بود، مطمئن نيستم، من خيلي جوان بودم که شروع به فيلمسازي کردم و راه و رسم قديمي ها را پيش گرفتم تا پيرتر به نظر بيايم،»

دنبالة مطلب در روزنامة اعتماد

12-1chaghoie-dar-sar-thumb-350x442.jpg

لینک مطلب | ۰۴:۰۷



Free counter and web stats