ماهنامه صنعت سینما، صفحه مستند، فیلم فرشتهای روی شانه راست من
این چرخة لعنتی به نقل از صفحة سیزده
یادداشت قبلی | صفحه اول | یادداشت بعدی
1-برنامه رادیویی هفت اقلیم که در بخش های مختلف به بررسی فیلم های به نمایش درآمده در جشنواره می پردازد هر روز از ساعت 5 تا هفت از رادیو فرهنگ همزمان با آغاز جشنواره فجر و به صورت زنده از سینما فلسطین ، سینمای رسانه ها پخش می شود و برای این که نگاهی کلی به فیلم های امسال داشته باشید ،شما رو به شنیدن این برنامه دعوت می کنم
2- پوستر جشنواره امسال در نوع رنگ ها و نگاهی که به جشنواره دارد بسیار شبیه مراسم افتتاحیه و دیدگاه مدیران آن است.این پوستر به تعبیر آیدین آغداشلوی عزیز دقیقا یادآور مراسم بزرگداشت عطار یا یک چیزی شبیه این است که یه جورهایی منویاد قضیه دانشگاه و انتخاب موضوع پایان نامه عملی می اندازد که الزاما و با تاکید موضوع فیلمنامه ها باید از متون قدیمی ایرانی انتخاب می شد.... آغداشلو که اصالتا موجود با هوشی است و اصولا وقتی گزگ نقد به دستش می افتد، هم منصف است و هم دقیق ؛ در صفحه آخر ویژه نامه خبر(اینجا) درباره این پوستر و حتی طراحی آن دقیقا توضیح داده است.
3- فیلم داستانی" کاتین" ،آخرین ساخته آندره وایدا فیلمساز بزرگ لهستانی با مضمون ناپدید شدن افسران لهستانی و کشته شدن آنها به دست نیروهای پلیس مخفی شوروی و مستند "هنوز زنده" درباره فیلمساز فقید لهستانی کیسلوفسکی ، از جمله فیلم های خوبی بودند ک امروز در سینمای مطبوعات به نمایش در آمدند.
4-مراسم افتتاحیه در حالی آغاز شد که از فرسنگ ها دورتر از برج میلاد کارت مهمانان بازدید شده و به آنها کارت های بعدی داده می شد و در پایان با چیزی حدود 4 کارت مهر و آرم دار وارد محوطه اصلی برج می شدی ،البته منکر نظم آن در مقایسه با شلوغی مراسم جشن خانه سینما نمی شوم اما...مجری منتخب مراسم محمدرضای معروف به فروتن با مقادیر زیادی استخوان ماهی در گلو و نوعی احساس سیانوزگی مراسم را آغاز کرد وفرد مذکور که انگاری بدجوری تو هچل افتاده بود و کم مانده بود اعتراف کند که (...) در ادامه با برخورد به در و دیوار و ایجاد مشکل در پرده و عذرخواهی از تماشاگران ، تازه در مقابل جمع راحت شد و ضمن کشیدن نفسی راحت به خوشمزگی پرداخت و به فرم مجری ،بازیگر نزدیک شد هرچند چندان طول نکشید که به قول صالح علای کاربلت در یک رفت و آمد رسانه ای به پشت صحنه ، و در بازگشت معلوم معلوم نیست به سفارش کدام شیرپاک خورده ای دوباره و نسبتا به شکل اول برگشت و شوخی هایش را فراموش کرد.
5- دکور در یک کلام بد سن افتتاحیه ، مدام دکور خلاقانة مراسم جشن مستندسازان را یادم می انداخت .دکور در رنگ آبی آسمانی و مرده ای ( که رنگ دیوار خانه های دهه سی و دوران جنگ را یاد آدم می آورد)غرق شده و سی عدد مرغ لاغر با پر و بال تنک به مثابه یک سیمرغ در دل پوستر ته آن بال بال می زدند!
6- به علت های زیادی که نمی شود همه را گفت(!) به فیلم صدرعاملی نرسیدم ولی در همان دم در از قیافه عصبی و کلافه حامد بهداد که درحال بیرون آمدن بود می شد فهمید که واکنش جماعت چی بوده و..اینا..