یادداشت قبلی | صفحه اول | یادداشت بعدی

چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۸۷




  • این دعوتی است فروتنانه از طرف دوست عزیزم مینا اکبری برای خواندن و دیدن مشق آفتاب



  • اين يك دعوت است
    دعوت از همه كساني كه مي‌دانند، انتشار نشريه‌اي كه در لبه خط باريك جذابيت بايستد و به دره عميق خواسته‌هاي سخيف سقوط نكند، كار سختي است. نياز به مراقبت و رياضت دارد. حوصله مي‌خواهد كه دقت از دست نرود و اميد مي‌خواهد كه از خودت عقب نيفتي. گوش مي‌خواهد كه بشنوي. دل مي‌خواهد كه بپذيري.
    اين كه يك دعوت است
    دعوت به خواندن مجله‌اي كه بزرگترين هدفش، برآوردن نياز معمولي طبقه متوسط به مطالعه نشريه‌اي با مضامين اجتماعي و فرهنگي و ورزشي است. نشريه‌اي كه عوام بخوانند و خواص بپسندند. حاصل ضرب آرمان‌هاي ما در توانايي‌هاي‌مان. حاصل تقسيم نيازها بر شرايط موجود. حاصل جمع روزنامه‌نگاران جوان و با تجربه‌ها. حاصل تفريق خواسته‌ها از داشته‌ها.
    اين يك دعوت است
    از كساني كه هنوز دوست دارند، در اين آشفته بازار دكه‌ها كه تا چشم كار مي‌كند خميازه است، چيزي براي دوست داشتن وجود داشته باشد. آخرين شماره مشق آفتاب روي دكه هاست. برداريد و ورق بزنيد. هر چه بين شما و دوست داشتن آن فاصله مي‌اندازد موضوع اين دعوت است. نوشتن درباره كاستي‌هاي مشق آفتاب، مشق دوستي است. از آن‌چه بايد داشته باشد و ندارد. از آن‌چه بايد باشد و الان نيست. از رنگ و رويش بگوييد. از حال و روزش. از درون و بيرونش و از ظاهر و باطنش. سخت در انتظار حرف شمائيم و باور كنيد كه حرف شما تنها دلخوشي بزرگ اين كار كوچك است.

لینک مطلب | ۰۰:۱۴



Free counter and web stats